وب نوشت های عباسعلی غلامی
نویسندگان
تبادل لوگو
::پایگاه اطلاع رسانی عباسعلی غلامی::

در بخش های پیشین با بحث بر روی آیتم هایی از جمله ساختار سنتی و بشدت بسته اجتماعی در شهرستان که مشخصه های زیر را از خود به نمایش می گذارد، عقیم بودن فرایند تولید فکر، نداشتن آمار و اطلاعات دقیق از متخصصان و توان مندان فکری، فقدان ارتباط هدفمند که منجر به شکل گیری مشارکت عمومی و کار سازمان یافته گردد، ارکان جامعه ای که همچنان علم گریز بوده و روابط خود را بر سنت استوار می نماید، متخصصین فارغ التحصل جامعه که اعتبار خود را از مجامع و محافل سنتی دریافت می دارند، ساختار اجتماعی که دوام و قوام تحمل تحول و تغییر را ندارد و انتخاب محفلی مدیران، مطالبی ارائه گردید.

در این شماره از مطلب سعی خواهم نمود تا با ادامه بحث به چالش های دیگری که فرا روی جامعه شاهرودی می باشد، اشاراتی داشته باشم.

واقعیت دردناکی که امروز جامعه ما با آن درگیر است. چالش فقدان زمینه و انگیزه لازم در نزد مردم برای مشارکت در تولید فکر است.

در آسیب شناسی وجود و گسترش چنین پدیده ای می توان دلایل زیادی را مطرح نمود اما شاه بیت این داستان در سه علت عمده می باشد که عبارتند از

الف- ضعف ساختاری فرهنگ مشارکت جویی

بی گمان علت اصلی این ضعف را می توان در جابجایی عمل به وظیفه بر عمل به تکلیف دانست. به جای اینکه با درک درست از وظیفه به مشارکت در مسائل بپردازیم، در شهرستان ما متاسفانه مردم منتظر می مانند تا به آنها گفته شود و یا از آنها خواسته شود که چه کاری را به انجام برسانند و یا اینکه دنبال چه کاری باشند. این ضعف بسیار مذموم فرهنگی حتی تا آنجا رسوخ یافته که مردم بین خود و سیستم یک فاصله و یا تفاوت ارتفاء در موقعیت و مقام احساس می نمایند به گونه ای که فکر می کنند که مسئولان تافته ای جدا بافته از مردمند و دارای وجهه قدسی می باشند و به تبع آن مردم باید با رعایت جایگاه و اندازه خود از آنها تبعیت محض داشته باشند تا جایی که مسئولی را که خود و به صورت مستقیم انتخاب می نمایند، می پرستند و این حق را به خود نمی دهند که از او مواخذه و یا پرسشی بنمایند.

مسلم است که با چنین نگرشی کسی نمی تواند به خود این حق را بدهد که به راه اندازی فرایند سازمان یافته ای که کارش کنکاش در نوع انجام وظایف توسط مدیران و یا تولید تصمیم برای آنان است، دست بزند. زیرا کسی که سیستم را چیزی فراتر از جامعه و سوار بر آن می بیند و رعایت حرمتش را از مبارزه با گرسنگی و بیکاری واجب تر می داند، مسلم است که شرکت و عضویت در مجامعی را که می کوشد تا با پرسش و انتقاد مسئولان را زیر فشار کار بیشتر و احساس مسئولیت زیادتر ببرد، بر نخواهد تافت.

ب- مسئولان مردم را در آن حدی نمی بینند که برای مشارکت فراخوانده شوند.

قدرت مولفه ی تامین کننده خواست و انتظار مردم می باشد و بر همین اساس باید در چارچوب خواست و انتظار مردم که از مشارکت در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها استخراج می گردد، عمل نماید اما وجهه قدسی که به مسئولان داده می شود، متاسفانه راه بازگشت به خصایص مذموم و نه چندان زیبنده جامعه اسلامی را هموار نموده تا جایی که امروز مسئولین در جایگاه ولی نعمتی قرار گرفته که ترددشان در داخل مردم حتما می باید با برافراشتن بنرهای تعریف و تمجید و قربان صدقه ایشان و بعضا قربانی نمودن همراه باشد.

این شرایط در عمل مانع از آن می شود که مردم بتوانند در یک ارتباط چهره به چهره حرف دل خود را بر زبان جاری سازند و از کمبودها و ضعف های ناشی از عملکرد ضعیف مسئولان گله و شکایت بکنند .

مسلم است که در چنین شرایطی حتی اگر رغبتی برای کار در نهادهای مدنی وجود داشته باشد یا با مقاومت مسئولان و یا با بی پاسخ ماندن و به هیچ انگاشته شدن توسط آنان درهم شکسته شده و از بین خواهد رفت.

ج- تسلط فرهنگ محفلی بر نهادهای مدنی

ما مردمی هستیم که دوست داریم اگر در جایی جمع شدیم، بگوییم و بخندیم و پس از پایان نشست چون از ما پرسیده شد که جلسه را چگونه دیدید به این بنازیم که در جلسه چه کسانی از بزرگان بودند و یا چه تعداد در آن شرکت نموده بودند و دیگر با این موضوع کاری نداریم که چه حرف هایی زده شد و یا چه تصمیم های بزرگی گرفته شد و از این رو مسلم است که از چنین مجامعی فکر و اندیشه ای در خصوص بررسی و شناسایی کمبودها و نیازمندی ها و یافتن راهی برای کمک به مسئولان استخراج نمی گردد.

سالهاست در این جامعه به عناوین گوناگون نشست هایی وجود داشته و همین امروز هم وجود دارد ولی از انتهای آن حرفی و کلامی که بتواند نقشه راه را ترسیم کند و یا حتی به نشان دادن راهی بیانجامد دیده و شنیده نشده است زیرا که کسی بدنبال دادن فراخوان و هدایت مردم به فکر کردن نیست و یا حتی خوشش نمی آید که چنین اتفاقی بیفتد.

به اجمال آنکه شهرستان ما نیازمند مجمعی از هم اندیشان است، که بدانند چه می خواهند و یا بنشینند تا بدانند که چه بخواهند که مطابق با منافع و مصالح شهرستان باشد. مجمعی که خروجی آن فکر و اندیشه ای در خصوص بررسی و شناسایی کمبودها و نیازمندی ها و یافتن راهی برای کمک به مسئولان باشد. 




طبقه بندی: عدم توسعه یافتگی شهرستان و چالش ها، 
[ چهارشنبه 25 دی 1392 ] [ 08:44 ب.ظ ] [ عباسعلی غلامی ]

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

ما گرفتار هوا و هوسیم *** همه خو کرده به دام و قفسیم

گر رخ دوست همان قبله بُوَد *** ما به دنبالِ وصال چه کسیم؟

این همه بند، که بر پا زده ایم *** ره نپوییم و به جایى نرسیم

وقتی که تصمیم به راه اندازی وبلاگ گرفتم، احساسم این بود که حرف هایی برای گفتن است. از تجربیات،فعالیت هایم، تفکراتم و دغدغه هایی که همیشه با من هستند، از وضع نابسامان شهرستانم (شاهرود)، از کم توجهی، عدم توسعه یافتگی، نابسامانی های موجود و بازی نگرفتن موثرین، دلسوزان، جوانان و شایسته سالاران خواهم نوشت.
اگر فرصتی شد و عمری باقی بود در خصوص علل و عوامل نابسامانی ها و چگونگی رفع آن سخن خواهم گفت.

امیدوارم دلسوزان جامعه ام، در راستا با اندیشیدن تدبیر درست مرا یاری کنند.
t
آمار سایت
 بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : 227 نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
http://adlafarin.com/oics/logo.gif


قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

download

وب نوشت های عباسعلی غلامی - شاهرود در آینه توسعه (6) - - وب نوشت های عباسعلی غلامیmeta http-equiv= وب نوشت های عباسعلی غلامی - شاهرود در آینه توسعه (6) - - وب نوشت های عباسعلی غلامیmeta name=a href=
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو