تبلیغات
وب نوشت های عباسعلی غلامی

وب نوشت های عباسعلی غلامی
نویسندگان
تبادل لوگو
::پایگاه اطلاع رسانی عباسعلی غلامی::

بدون اغراق نخبگان و فرهیختگان جامعه شاهرودی در عرصه کار تئوریک و یا فعالیت های میدانی دارای ظرفیت ها و قابلیت های فراوانی می باشند که به جرات می توان ادعا نمود که می توانند در مدیریت های کلان کشوری و یا مدیریت های استانی دارای وزن و قدرت قابل  محاسبه ای باشند. اما چرا در استان سمنان این همه بی مهری و جفا در حق نیروهای موجود در شاهرود می شود و چرا در مدیریت های ارشد استان جای آنان خالیست، سوالیست که پاسخ دادن بدان چندان سخت نمی تواند باشد و آن اینکه من و مای شاهرودی برای خودمان ارزش و اعتبار قایل نیستیم  و بقول ضرب المثل معروف در دید ما مرغ همسایه نه تنها غاز بلکه شتر مرغ می باشد و در دید برادران سمنانی، شاهرودی نباید به جایی برسد، چون در این حالت نمی توان بر او حکومت کرد.

در چرایی پیدایش چنین نگاه و معیاری علت های مختلفی را در درون یک نگاه سیستماتیک می توان مورد اشاره قرار داد اما مهمترین این علت ها را می توان در چند بسته جامع گرد آورد که عبارتند از :


·         نداشتن تشکیلات

ما کنش سیاسی فراوانی را تجربه نموده ایم و می نماییم و کنشگران برجسته ای را در شهرمان مشاهده می کنیم، اما چون چشم دیدن همدیگر را نداریم و یا جرات دفاع و حمایت از همدیگر را به خود نمی دهیم تک تک افتاده ایم و بشدت مواظب همدیگریم که مبادا کسی از میان ما  سبقت بگیرد و با  برخوردن در میان فعالان کشوری و یا استانی سری در میان سر ها در بیاورد و یا اگر از قضای روزگار چنین شد تا جا دارد پشت سرش بد گویی می کنیم تا جایگاه خود را از دست بدهد و بقول دوستی  END حسادتیم و از این روست که نتوانسته ایم محوریت فکری برای ایجاد یک تشکل ایجاد کنیم و اگر تشکلی هم شکل گیرد قبل از پرداختن به مزایای چنین اجتماعی  با این استدلال که منافع تشکل همسو با اهداف باند و گروه ما نیست در صدد تخریب و زمینگیر کردن آن بر می آئیم . معنی واژه سیاسی را نمی دانیم اما هر حرکت و اقدامی را سیاسی قلمداد می نمائیم . شاهرودی جماعت همیشه از این محل و چنین تفکری بشدت ضربه خورده است و در عین حالی که تمامی ظرفیت ها و لیاقت ها را داشته است نتوانسته است جایگاه معتبری در مدیریت های کلیدی و دارای وزن نه تنها در مرکز استان  بلکه در شهرستان و زادگاه خویش به خود اختصاص دهد.

 

·         ما اهل اجماع و فکر جمعی نیستیم

شاهرودی جماعت یکیش کم است و دو تایش اضافی و این نه از آن جهت است که ارزش با هم بودن را نمی دانیم و یا متوجه خسارت هایی که از تفرقه متوجه ما می شود، نمی شویم بلکه دقیقا پی به آثار زیانبار تفرقه و اختلاف برده ایم اما چون نمی توانیم در کنار هم فکر کنیم و چون به هم رسیدیم باید غیبت کنیم و دیگرانی که نیستند باید خراب کنیم تهمت ها و انگ زدن های در خفا به سرعت عمومی می شود و با تاراندن جمع هایی که تشکیل می شود تنها و بی کس می مانیم.

 

·      برای آینده ارزش قایل نیستیم و در زمان حال مانده ایم

همه ما بدون استثنا از اینکه در استانی بنام سمنان به حساب نمی آییم در رنجیم اما چون چشم دیدن همدیگر را نداریم برای بر طرف نمودن این نقص که تنها با داشتن تشکیلات منسجم و یا کار برای آینده امکان بر طرف شدن دارد نمی توانیم دنبال چاره باشیم از این روست که همه دست به گردن آویخته و منتظر فردایی می مانیم که قرار است سمنان  و یا دولت مردان برای ما ترسیم نمایند. با شعارهای بی پشتیبانه دل خوش کرده و بدنبال حق طلبی و یا مطالبه گری هستیم. مطالبه ای که حاصل آن طی 30 سال اندی منفی بوده است و همیشه به وعده وعیدهای داده شده دل خوش کرده و می کنیم.

 

·         ما نه مفروض روشن و نه معیار و ارزش با اعتباری داریم

هیچ یک از ما شاهرودی ها قادر نیستیم بگوییم که شاهرود را با کدام مختصات و ممیزات از دیگر شهرهای ایران را آرزو داریم چون تا به امروز فکرش را نکرده ایم و چون فکر شاهرودی با مشخصات ویژه را نکرده ایم  معیارهایی که بتواند برای رسیدن به شاهرودی آباد کمک مان بنماید تدوین نساخته ایم و ارزش هایی را که باید بگویند برای رسیدن به شاهرودی زیبا مهم تلقی گردند در نیافته ایم و از برای همین است که نمی دانیم و نمی خواهیم بدانیم که در فردای شاهرود به چه چیز هایی احتیاج خواهیم داشت تا برای ایجاد آنها تلاش داشته باشیم.

 

·         تعصب به نفع خود و یا به نفع جامعه را در خود نهادینه ننموده ایم

دلبستگی و هواداری جانانه از مجموعه هایی که بتوانند از حقوق حقه شاهرود دفاع نمایند سرمایه ای تلقی می گردد که اگر وجود نداشته باشد هیچ فردی و یا گروهی نمی تواند به آنچه که استحقاقش را دارد دست بیابد.



براستی من و مای شاهرودی کی به شاهرودی که زادگاه ماست تعصب ورزیده ایم و با هزینه نمودن از وقت و مال برای آن تلاش داشته ایم؟ بلی دوستان بوده اند که خود را سینه چاک شاهرود نشان داده اند و داد و بیداد این ادعا را تا آسمان رسانده اند اما چون فکرشان و سقف آرزو هایشان کوتاه بوده با گرفتن حکمی و رسیدن به موقعیتی آتش تند تعصبشان فرو کش نموده تا جایی که خود آنها به مانعی در برابر همجوشی شاهرودی تبدیل شده اند .




[ شنبه 26 بهمن 1392 ] [ 12:16 ق.ظ ] [ عباسعلی غلامی ]

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

ما گرفتار هوا و هوسیم *** همه خو کرده به دام و قفسیم

گر رخ دوست همان قبله بُوَد *** ما به دنبالِ وصال چه کسیم؟

این همه بند، که بر پا زده ایم *** ره نپوییم و به جایى نرسیم

وقتی که تصمیم به راه اندازی وبلاگ گرفتم، احساسم این بود که حرف هایی برای گفتن است. از تجربیات،فعالیت هایم، تفکراتم و دغدغه هایی که همیشه با من هستند، از وضع نابسامان شهرستانم (شاهرود)، از کم توجهی، عدم توسعه یافتگی، نابسامانی های موجود و بازی نگرفتن موثرین، دلسوزان، جوانان و شایسته سالاران خواهم نوشت.
اگر فرصتی شد و عمری باقی بود در خصوص علل و عوامل نابسامانی ها و چگونگی رفع آن سخن خواهم گفت.

امیدوارم دلسوزان جامعه ام، در راستا با اندیشیدن تدبیر درست مرا یاری کنند.
t
آمار سایت
 بازدیدهای امروز : نفر
  بازدیدهای دیروز : 227 نفر
  كل بازدیدها : نفر
  بازدید این ماه : نفر
  بازدید ماه قبل : نفر
  تعداد نویسندگان : عدد
  كل مطالب : عدد
  آخرین بروز رسانی :
http://adlafarin.com/oics/logo.gif


قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

download

وب نوشت های عباسعلی غلامی - پیشرفت شاهرود با کدام نگاه و معیار - - وب نوشت های عباسعلی غلامیmeta http-equiv= وب نوشت های عباسعلی غلامی - پیشرفت شاهرود با کدام نگاه و معیار - - وب نوشت های عباسعلی غلامیmeta name=a href=